تبليغاتX
آنچه خوبان همه دارند ما یکجا داریم

من و دوست جونم

و اين هم آلماناي دربو داغون

+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387 18:45 توسط شیطونک ها |


يکي بود يکي نبود 
غير از خداي مهربون هيچ کس نبود . 
يه روز مادر شنل قرمزي رو به دخترش کرد و گفت : 
عزيزم چند روزه مادر بزرگت موبايلش رو جواب نميده .
هرچي  SMS  هم براش ميزنم   باز جواب نميده . 
Online  هم نشده چند روزه . نگرانشم . چند تا پيتزا بخر با يه اکانت 
ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره . 
شنل قرمزي گفت : مامي امروز نميتونم . 
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس 
مهربون بريم ديزين اسکي . 
مادرش گفت : يا با زبون خوش ميري . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوري لهت کنه . 
شنل قرمزي گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم . 
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان. مي خوان ازت 
خواستگاري کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزي گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد . يا رابين 
هود يا هيچ کس . فقط اون و مي خوام . 
شنل قرمزي با پژوي ??? آلبالوئي که تازه خريده از خونه خارج ميشه . بين 
راه حنا دختري در مزرعه رو ميبينه . 
شنل‌: حنا کجا ميري  ؟
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگي و دوستان پارتي دعوتم  کردن . 
شنل : اي نا کس حالا تنها ميپري ديگه !!!  
حنا : تو پارتي قبلي که بچه هاي مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازي در آوردي . 
بهت گفتن شب بمون گفتي مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکي شدن دعوتت نکردن . 
شنل : حتما اون دختره ايکبري سيندرلا هم هست  
حنا : آره با لوک خوشانس ميان . 
شنل : برو دختره ............ ......... ......... ......... ....
( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
شنل قرمزي يه تيک آف ميده و به راهش ادامه ميده . پشت چراغ قرمز چشمش 
به نل مي خوره !!!
ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمي رسيدن و مي رفتن . ميره جلو سوارش ميکنه .  
شنل : تو که دختر خوبي بودي نل !!!
نل : اي خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .  با اون مرتيکه ...... راه 
افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون . 
شنل : اون که هاج زنبور عسل بود . 
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش . 
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون . زندگي هم 
که خرج داره . نميشه گشنه موند . 
شنل قرمزي : نگاه کن اون رابين هود نيست  کيف اون زن رو قاپيد . 
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتي  چند ساله زده تو کاره کيف قاپي .  
جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن .
شنل قرمزي : عجب !!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک مي کنن . 
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائيني داره آدامس ميفروشه . 
شنل قرمزي : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ‌
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقاي پتيول شد . بچه مايه دار شدي . بقيه همه بدبخت شدن . 
بچه هاي اين دوره و زمونه نمي فهمن کارتون چيه . شخصيتهاي محبوبشون شدن 
ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگي و .... خانواده دکتر ارنست حال نمي کنن .
ما هم مجبوريم واسه گذران زندگي اين کارا رو بکنيم اخه اين چه زندگي اي شده !!

!!

دیگه دیگه

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387 18:29 توسط سارا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

"خلق دوستي"
زندگي به خلق دوستي ها و تقسيم مواهب آن با ديگران
شيرين است
ما خواهان تداوم زندگي هستيم
نه بخاطر خود
بلكه به خاطر آنهايي كه در غم ديگرانند
حيات و تلاششان وقف ديگران است.
تمامي عظمت زندگي گروگان چنان لحظه اي است
و تمامي شادماني آن را در نهايت
در خلق دوستي ها خواهيم يافت.

"ادگار.ا.گوست"


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1388

فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386


نویسندگان

شیطونک ها

سارا
ماهور


پیوندها

**ستاره تنها**==> سارا
رویاهای متروکه==> فرزانه
لبه ی پرتگاه
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin