تبليغاتX
آنچه خوبان همه دارند ما یکجا داریم

من و دوست جونم

سلام به بکس مهرفون بلاگخون که با کلبکتون وبلاگ مارو منور و ایضا" مزین فرمودین! از نظرات گوهر بارتونم ممنون ولی جونه ننه هاتون انقدر نیاین بگین خوب بود قشنگ بود یا خوشم اومد!!! یکم انتقاد یکم نصیحت... به این فکر کن که ما امسال کنکور داریم بعد میایم میشینیم وبلاگ up میکنیم!! این خودش جای کلی نصیحت داره!! ما که حرف هیشکی تو گوشمون نرفت حداقل شما یه چیزی بگین شاید به دردمون خورد!! و یه کم تکون خوردیم و متحول شدیم!! والا ثواب داره..! پاداش علم آموزی ما رو ((اگه داشته باشه)) به پای شما هم مینویسن!! اینطوری هم ما میریم دانشگاه هم شما میری بهشت!!! پس منتظر پند ها و نصیحت های بدرد بخور شما هستیم.... در ضمن وبلاگ بهترین پند دهنده رو به وبلاگمون لینک میکنیم!!


اینم مطلی اینبار... سوتی به این بزرگی دیده بودین؟؟

اولین طلاق پس از حادثه 11 سپتامبر مربوط می شه به مردی که محل کارش طبقه 103 برج تجارت جهانی بوده، ولی در روز حادثه به جای اینکه سر کارش باشه، خونه دوست دخترش خواب بوده! تلویزیون رو هم ندیده بوده که بدونه چه خبره! خانمش زنگ می زنه. آقا گوشی رو بر می داره. خانمش می پرسه عزیزم حالت خوبه؟ کجایی؟ آقا جواب می ده: سر کارم هستم عزیزم , تو دفترم



+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 20:41 توسط شیطونک ها |


نکته: ذوب آهن 3-1 پیروزی(با عرض شرمندگی تحریف در آپ مردم => پیروز کجا بود منظورش لنگ سوراخه  "وقتی بلاگ پز شد دوتا اینارم دارههه"  )


مي‌گن يه روز جبرئيل مي‌ره پيش خدا گلايه مي‌کنه که:‌آخه خدا؟ اين چه وضعيه آخه؟ ما يه مشت ايروني داريم توي بهشت که فکر مي‌کنن اومدن خونه باباشون! بجاي لباس و رداي سفيد، همشون لباسهاي مارک‌دار و آنچناني مي‌پوشن! هيچکدومشون از بالهاشون استفاده نمي‌کنن، مي‌گن بدون بنز و بي‌ام‌و جايي نمي‌رن! اون بوق و کرناي من هم گم شده، يکي از همين‌ها دو ماه پيش قرض گرفتش و ديگه ازش خبري نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوي دروازه بهشت رو جارو کردم. امروز تميز مي‌کنم، فردا دوباره پره از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه! من حتي ديدم بعضي‌هاشون کاسبي مي‌کنن و هاله هاي بالاسرشون رو به بقيه مي‌فروشن!
خدا ميگه:‌ اي جبرئيل! ايرانيان هم مثل بقيه،‌ فرزندان من هستن و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. اين‌ها هم که گفتي خيلي بد نيست! برو يه زنگي به شيطان بزن تا بفهمي مشکل واقعي يعني چي!
جبرييل زنگ ميزنه به جناب شيطان. دو سه بار مي‌ره روي پيغامگير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب مي‌ده: جهنم. بفرماييد؟
جبرييل ميگه:‌ آقا خيلي سرت شلوغه انگار
شيطان آهي مي‌کشه ميگه:‌ نگو که دلم خونه. اين ايراني‌ها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نزاشتن! تا روم رو مي‌کنم اينطرف، يه آتيشي دارن اون‌طرف به پا مي‌کنن! تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوري بود و آتيش بازي!...حالا هم که .... اي داد!!! آقا نکن! جبرييل جان من برم... اينها دارن آتش جهنم رو خاموش مي‌کنن که جاش کولر گازي نصب کنن!!!!


خب اینم اندر احوالات خودمون....


+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387 18:51 توسط شیطونک ها |


بلاي قرن ... بلايي كه با اومدنش چه افتخاراتي رو براي بعضي ها و چه سر شكستگي هايي رو براي بعضي هاي ديگه با خودش آورده !


يه کوه نسبتا بزرگ ... حتي بزرگتر از كوه معروف قاف !

 حتما" ميدوني ميخوام چي بگم ديگه؟(اگه متوجه نشدي بيام توجيهت کنم؟!)

 آ قربونش..آره خودشه...""کنکور"" حالا بگو بينم کنکور دادي  ؟؟يا هنوز سن قانونيت کوچيکه؟؟

در هر حال به حال ما که فرقي نميکنه! مساله اينجاست که آقا چرا ما گلاي گلدون زندگي تو اوج سن و سال, تو قله ي هيجانات و در کنار جنب کلي احساسات و عاطفات بايد هي ازين ور به اونور دنبال کتاب تست و کلاس کنکور و آزمون آزمايشي باشيم؟ ها؟؟ يکي نيست بگه چرا؟ (البته خودمون دنبال ايچيزا نيستيم اينا مارو دنبال کردن!!)

 اين ميوه ي خوشگل و ناناز زندگي با هزار تا اصرار و خواهش ماماني پا ميشه ميره خدا تومن ميده کلاس اونم از اين 120% تضمينيا حالا تابستون با گوني گوني اعتماد به نفس ميره آزمون ميده خب چون قراره قبول بشه ,قبولم ميشه اما چي؟؟ کارداني پيام نور رشته ي انگور شناسي در مراتع خشک اونم کجا شقوز آباد !!!! بعد کنکورم با 3 -4 کيلو کسر وزن ((**به همت جراح زيبايي)) مياد ميشينه پز دانشگاشو ميده!!!!

 حالا همه زوم کردن رو گوشت هي ميگن مگه تو چيت ازون کمتره؟؟! (هيچي ما فقط يخورده عقلمون بيشتره)! بابا ما نخوايم دانشگاه بريم کيو بايد ببينيم (؟)

 قربونش برم تو اين دوره زمونه ی ما حتي اگه بخواي بري آشغالارو بزاري جلو در بايد مدرکت فوقش ليسانس باشه!!! آخه يکي نيست بگه "دادا حالا کنکور دادي قبول شدي ليسانسم گرفتي!کار کو؟؟ " کار پارتي ميخواد که ناناز وقتي پارتي باشه با همون ديپلم خودمونم ميشه رفت سر کار!!! آهاي مامان باباهاي گل گلاب و تو اي هم سن وسال من که کنکور شده خواب و خوراک واست آخرش که چي؟ بي خيال حالا چه فرقي داره؟ چرا انقدر خودشو اذيت ميکني؟ آخه نوکرت برم زندگي نيست تست و مدرک,زندگي شايد همين نت باشد کنکور به درک!!!!(چي گفتم...!)


اصلا" چه معني داره>.کنکور و بکنيم مثه يه ميدون جنگ بين دانش آموز و كتابا . از شب روزت بزني ، تفريحات به کنار که چي ؟ ميخوام قبول شم !! به قول معروف بايد كتاب رو بخوري!(البته ما چون از طعم کتاب بدمون مياد فقط گهگاهي ميخونيمش..!)

 


** ادامه ي حرفامونم ميندازيم واسه جلسه بعد....تا اون موقع هواتونو داشته باشين..

دمه همتونم غيژ

پ ن:۱)ما=> فرزانه و سارا

     ۲)به نظر تو درست نمیگیم؟

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387 21:23 توسط شیطونک ها |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

"خلق دوستي"
زندگي به خلق دوستي ها و تقسيم مواهب آن با ديگران
شيرين است
ما خواهان تداوم زندگي هستيم
نه بخاطر خود
بلكه به خاطر آنهايي كه در غم ديگرانند
حيات و تلاششان وقف ديگران است.
تمامي عظمت زندگي گروگان چنان لحظه اي است
و تمامي شادماني آن را در نهايت
در خلق دوستي ها خواهيم يافت.

"ادگار.ا.گوست"


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1388

فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386


نویسندگان

شیطونک ها

سارا
ماهور


پیوندها

**ستاره تنها**==> سارا
رویاهای متروکه==> فرزانه
لبه ی پرتگاه
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin